به دهکده مثبت اندیشان خوش آمدید

یه سلام ویژه خدمت شما دوست قدرتمند و بی نظیر، ورود شما رو به دهکده مثبت اندیشان گرامی می داریم.
ما اعتقاد داریم حضور و آشنایی شما با دهکده مثبت اندیشان و آشنایی ما با شما به صورت اتفاقی و تصادفی نبوده و حتماً میل به تغییر مثبت و پیشرفتی در ناخودآگاه شما وجود داشته که باعث شده بالاخره سایت خودتون یعنی دهکده مثبت اندیشان رو پیدا کنید.
ما توی دهکده همه در کنار هم، هر روز تمرین می کنیم که صفات مثبت رو در خودمون تقویت کنیم و اعمال و صفات منفی مون رو کم رنگ کنیم. ما اینجا همه باهم مبلّغ فرهنگ مثبت اندیشی (واقع نگری مثبت) با ریشه الهی هستیم. اینجا برای زتدگی بهتر و سالم تر، شما از تجربیات ما و ما از تجربیات شما استفاده می کنیم؛ پس شما هر کسی که هستی ( کارگر، دکتر ، مهندس، باغبون، رفتگر، نقاش ، استاد، دانشجو، دانش آموز و …) اینجا حضورت و میزان سعی و عملت برای ایجاد تغییرات مثبت در درون خودت برای ما ارزش داره نه مدرک و مقام و میزان تحصیلاتت.
برای اینکه همراه این دهکده و ساکنین زیبا اندیشش باشی کافیه در سایت ثبت نام کنی و هر روز ما رو با نظرات و تجربیاتت همراهی کنی...
جمله تاکیدی امروز پنج شنبه ۱۳۹۷/۰۶/۲۹

جملات تاکیدی مثبت برای بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس می باشد ، جملات زیر را با قدرت و انرژی هر روز بارها و بارها با خود تکرار کنید تا تاثیر آن را در بلند مدت بر روی شکوفایی استعداد ها و توانایی های خود مشاهده کنید.

  • من از اینکه زنده ام احساس شادمانی و سرور می کنم

در راهتان ثابت قدم باشید

انتشار : 3 سال گذشته

کریس گاردنر سیاهپوستی که از فقر به ثروت رسید .
از همان کودکی ، بختش تیره بود و کورسوی امیدی در مسیر زندگی‌اش دیده نمی‌شد . تمام مواد لازم برای بیچارگی و کاسه چه‌کنم به دست گرفتن را در اختیار داشت؛ مرگ پدر ، بی‌رحمی ناپدری ، سابقه حبس و…
اما او مردانه جلوی سرنوشت قدعلم کرد و شجاعانه مسیر زندگی‌اش را تغییر داد .
سال ۱۹۸۲ بود. آن زمان‌ها یک سال و نیمی از پدر شدنش می‌گذشت. فروشنده لوازم پزشکی بود. به زحمت از عهده امورات خودش و پسرش ، کریستوفر برمی‌آمد. ۲۹ سال بیشتر نداشت. با تمام نداری‌هایش سخاوتمند بود. آن روز به پارکینگ بیمارستان آمد و دید که راننده یک اتومبیل «فراری» دنبال جای پارک می‌گردد. صدایش زد: «می‌توانید جای من پارک کنید.» و با راننده «فراری» گرم صحبت شد  می‌خواست بداند او چه کار می‌کند و چطور توانسته ماشینی به آن گرانی بخرد .
راننده فراری به او گفت که در کار خریدوفروش سهام شرکت‌هاست. کنجکاوی گاردنر گل کرد الان که یاد آن روز می‌افتد ، می‌گوید: «آن آقا ماهی ۸۰ هزار دلار درآمد داشت .»
آنها با هم رفیق شدند و را به سرشناس‌ترین‌های خریدوفروش سهام ارجاع داد . گاردنر هم با اعتمادبه‌نفس دنبال سررشته‌های موفقیت‌اش رفت اما کسی تحویلش نمی‌گرفت ؛ نه به خاطر سیاهپوست بودنش ، بلکه به این خاطر که ثروتمندان نمی‌خواستند ریسک کنند .
خودش می‌گوید : «آنها نژادپرست نبودند . حداقل چیزی که برای فروشنده سهام شدن می‌خواستی ، یک مدرک MBA بود . اما من اصلا کالج نرفته بودم ! من زیر خط فقر زندگی می‌کردم و پولی برای گذراندن این دوره‌ها نداشتم .»
«باید برای پسرم ، پدری می‌کردم ؛ پس دلسرد نشدم. هر کاری که از دستم بر می‌آمد انجام دادم ؛ هرس چمن‌ها ، شستن توالت‌ها ، آشغال جمع کردن ، تعمیر سقف و نقاشی ساختمان اما به تلاشم برای ورود به چرخه خرید و فروش سهام ادامه دادم .»
مدتی بعد همسر، پسرش را برداشت ؛ او را ترک کرد . و به خاطر یک پاپوش دستگیر شد
«سراسیمه شده بودم . خود بدون پدر بزرگ شده بودم و نمی‌خواستم پسرم سختی‌های تلخ دوران کودکی مرا بچشد . به خودم قول داده بودم که برایش پدر خوبی باشم قول داده بودم همیشه مراقبش باشم. آن روز‌ها بدترین روز‌های زندگی‌ام بود. کناردزد‌ها ، قاتلان و تبهکاران روز را به شب می‌رساندم و فکر و نگرانی پسرم آزارم می‌داد .
قبل از دستگیری در یک موسسه خرید و فروش سهام فرم استخدام پر کرده بودم . متاسفانه روز مصاحبه‌ام یک روز قبل از آزادی‌ام تعیین شده بود . از زندان تماس گرفتم و التماس کردم که اجازه دهند یک وقت مصاحبه دیگر بگیرم . به محض آزادی به موسسه رفتم. این مصاحبه تنها شانسم بود اما نمی‌توانستم برایشان نقش بازی کنم. پس حقیقت را گفتم ؛ اینکه پیشینه ندارم ، خانواده‌ام ترکم کرده‌اند ، تحصیلات ندارم ، وضع مالی‌ام خوب نیست اما انگیزه دارم و می‌دانم که در تجارت می‌توانم موفق شوم .»
مصاحبه‌گر به فکر فرو رفت . گاردنر یک قدم به جلو برداشته بود؛ گفت‌وگو با یکی از عاملان مهم این تجارت ! انگار ورق زندگی‌اش برگشته بود .
چندماه بعد، همسرش تماس گرفت و حضانت کریستوفر را به او سپرد. اما پانسیونی که گاردنر در آن اتاق اجاره کرده بود بچه‌ها را قبول نمی‌کرد. این بود که وسایل ضروری خودش و کریستوفر را در کالسکه و ساک کریستوفر و کیف دستی خودش جا داد و راهی خیابان‌ها شد : «شب‌های زیادی را در توالت‌های عمومی گذراندیم.»
سرانجام طی چند سال به تدریج با تحمل شرایط طاقت‌فرسای موجود توانست وارد تجارت رویایی‌اش شود . پیشرفت کرد به طوریکه در ۱۹۸۷ توانست در شیکاگو بنگاه خریدوفروش سهام خودش را تاسیس کند و آخر سر هم برای خودش یک دستگاه اتومبیل «فراری» بخرد .
او داستان زندگی‌اش را افسانه نمی‌داند : «داستان زندگی من به دیگران می‌آموزد که چطور باید جلوی موانع زندگی سینه سپر کرد . می‌توانستم یک فروشنده بی‌دست و پا و بی‌خانمان باقی بمانم اما من می‌خواستم زندگی بهتری داشته باشم و الان زندگی‌ام عالی است . شما هم می‌توانید تندباد‌های زندگی را در هم بکوبید. تنها باید هدفتان را مشخص کنید و با اراده ، امید و قوت قلب گرفتن از کسانی که دوستشان دارید ، در راهتان ثابت قدم باشید .»

میترا وکیلیسلامی به گرمی دلهای مثبت شما اهالی دهکده مثبت اندیشان ، همه ی ما دوست داریم آدمهای موفق و شادابی باشیم و می دونیم که خواستن ، توانستنه به نظر من هر روزمیشه یه راه میانبری برای موفقیت یاد بگیریم و به دانش خودمون اضافه کنیم امیدوارم با خوندن مطالب ما به موفقیت قدم به قدم نزدیک بشید تا حال خوب رو خودتون بسازید و همیشگیش کنید .لبخندتون از ته دل ،لحظه هاتون پر از حال عالی و شادی تون روز افروزن.
مشاهده تمامی مطالب من

جملات تاکیدی مثبت

  • من از اینکه زنده ام احساس شادمانی و سرور می کنم

مشاهده آرشیو کامل

لطیفه های مثبت

  • به زنه ميگم چرا اينقد عصباني هستي ؟
    ميگه شوهرم رو فرستادم برنج بخره كاميون زيرش كرده .
    ميگم اي بابا ، خوب حالا ميخواي چيكار كني ؟
    ميگه نميدونم شايد ماكاروني درست كنم !

مشاهده آرشیو کامل

ضرب المثل های مثبت

  • ضرب المثل سوئيسی : حرف مانند تير است ، همين که پرتاب شد هيچ وقت به کمان بر نمی گردد.

مشاهده آرشیو کامل

سخن بزرگان

  • اسکاول شین : به راستی كه نفرت ، بیش از شرابخواری ، خانه‌ها را ویران كرده است و بیش از جنگها ، جان آدمیان را بر باد داده است .

مشاهده آرشیو کامل

اثبات مثبت اندیشی

  • يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّي تُؤْفَکُونَ
    ای مردم ، متذکر شوید که چه نعمتها خدا به شما عطا فرمود ، آیا جز خدا آفریننده ای هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هرگز جز آن خدای یکتا خدایی نیست ، پس این مشرکان چگونه شما را ( از درگاه حق رو به بتان باطل ) می گردانند؟
    نام کتاب آسمانی : قرآن
    نام و شماره سوره : سوره فاطر – 35
    شماره آیه : 3
    جزء : 22

مشاهده آرشیو کامل

آیا میدانید که

  • آیا می دانید گوش جانوران بچه‌زا نمایان و تخم گذار پیدا نیست؟

مشاهده آرشیو کامل

عاشقانه های مثبت

  • يه آدمهایی هستن تو زندگی که باعث میشن یه کم بلندتر بخندی ، یه کم بزرگتر لبخند بزنی و یه کم بهتر زندگی کنی قدر آدم خوب های زندگیمون رو یه کم بیشتر بدونیم .

مشاهده آرشیو کامل