به دهکده مثبت اندیشان خوش آمدید

یه سلام ویژه خدمت شما دوست قدرتمند و بی نظیر، ورود شما رو به دهکده مثبت اندیشان گرامی می داریم.
ما اعتقاد داریم حضور و آشنایی شما با دهکده مثبت اندیشان و آشنایی ما با شما به صورت اتفاقی و تصادفی نبوده و حتماً میل به تغییر مثبت و پیشرفتی در ناخودآگاه شما وجود داشته که باعث شده بالاخره سایت خودتون یعنی دهکده مثبت اندیشان رو پیدا کنید.
ما توی دهکده همه در کنار هم، هر روز تمرین می کنیم که صفات مثبت رو در خودمون تقویت کنیم و اعمال و صفات منفی مون رو کم رنگ کنیم. ما اینجا همه باهم مبلّغ فرهنگ مثبت اندیشی (واقع نگری مثبت) با ریشه الهی هستیم. اینجا برای زتدگی بهتر و سالم تر، شما از تجربیات ما و ما از تجربیات شما استفاده می کنیم؛ پس شما هر کسی که هستی ( کارگر، دکتر ، مهندس، باغبون، رفتگر، نقاش ، استاد، دانشجو، دانش آموز و …) اینجا حضورت و میزان سعی و عملت برای ایجاد تغییرات مثبت در درون خودت برای ما ارزش داره نه مدرک و مقام و میزان تحصیلاتت.
برای اینکه همراه این دهکده و ساکنین زیبا اندیشش باشی کافیه در سایت ثبت نام کنی و هر روز ما رو با نظرات و تجربیاتت همراهی کنی...
جمله تاکیدی امروز دوشنبه ۱۳۹۷/۱۲/۲۷

جملات تاکیدی مثبت برای بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس می باشد ، جملات زیر را با قدرت و انرژی هر روز بارها و بارها با خود تکرار کنید تا تاثیر آن را در بلند مدت بر روی شکوفایی استعداد ها و توانایی های خود مشاهده کنید.

  • من همواره شاد و سرشار از انرژی مثبت هستم.

قدرت تاثیر اعمال

انتشار : 3 سال گذشته

سال اول دبیرستان درس می خوندم ، یه روز یکی از بچه های مدرسه رو دیدم که داشت قدم زنان می رفت خونه .
به نظرم همه کتاباش همراهش بود . با خودم فکر کردم که چرا باید کسی شب شنبه همه کتاب هاشو ببره خونه ؟ باید آدم درس خونی باشه !!
دیدم یه دسته از بچه ها به طرف اون دویدند ، باهاش برخورد کردن .
با اون ضربه ، همه کتاباش روی زمین ولو شدن ، با یه پشت پا خودش رو هم انداختن رو زمین ، عینکش هم پرت شد تو چمن ….
دلم به حالش سوخت ، در حالی که داشت کورمال کورمال دنبال عینکش می گشت به طرفش رفتم ، دیدم اشک تو چشماش حلقه زده .
عینکش رو بهش دادم و گفتم : اون بچه ها باید ادب بشن .
نگاهی به من کرد و گفت : “ممنون . لبخند عمیقی رو چهره اش بود . از اون لبخند ها که حاکی از تشکر واقعی هستن .
تا خونه با هم قدم زدیم ، اسمش کایل بود نزدیک خونه ما زندگی می کرد .
ازش پرسیدم پس چرا تا به حال همدیگه رو ندیدیم . گفت که تا سال قبل می رفت مدرسه خصوصی و تو این محل نبودن .
بچه خیلی خوبی بنظرم اومد . ازش پرسیدم که می خواد شنبه با من و دوستام فوتبال بازی کنه ؟ گفت : آره .
تمام آخر هفته رو باهاش بودم و هر چه بیشتر می شناختم بیشتر ازش خوشم می اومد . دوستام هم همین احساس رو نسبت بهش داشتن .
صیح دوشنبه رسید و دوباره کایل با انبوه کتاباش پیدا شد . جلوش رو گرفتم و گفتم : تو که باز همه کتاباتو حمل کردی ؟ حسابی گردن کلفت میشی ها !!
خنده ای کرد و نصف کتابا رو داد دست من !
طی چهارسال بعدی من و کایل بهترین دوستای هم شدیم . وقتی جدی بودیم ، راجع به دانشگاه فکر می کردیم . کایل تصمیم داشت دکتر بشه و منم با استفاده از یه بورس ورزشی قرار بود برم دنبال بازرگانی .
در روز جشن فارغ التحصیلی ، شاگرد اول کلاس باید سخنرانی می کرد . کایل شاگرد اول کلاس ما بود . اون یکی از همکلاسی هایی بود که واقعا” ‌تو دوران تحصیل خودشو پیدا کرده بود .
حسابی آب زیر پوستش رفته بود و با عینک ، خیلی خوش تیپ شده بود . گاهی بهش حسودیم می شد .
روزجشن کایل خیلی خوش تیپ شده بود . متوجه شدم از اینکه قراره سخنرانی کنه ، عصبی شده .
زدم پشتش و گفتم : آهای بزرگ مرد! همه چی عالی پیش خواهد رفت .نگاهی حاکی از قدردانی بهم کرد و لبخندزد و گفت : ممنون
روز فارغ التحصیلی وقت تشکر از کسانی است که شما را در پیمودن این راه دشوار در طی این چند سال یاری کرده اند .
والدین، خواهر و برادر، شاید یک مربی… ولی بیش از همه ، دوستانتان ..
سینه اش رو صاف کرد و شروع کرد به سخنرانی . من امروز اینجا هستم که به شما بگویم دوست کسی بودن بهترین هدیه ای است که می توانید به او بدهید .
می خواهم داستانی را برایتان تعریف کنم .
در کمال ناباوری نگاهش می کردم . اون داستان روز اولی را که با هم آشنا شدیم، تعریف کرد .
اون گفت که تصمیم داشت دراون آخر هفته خودکشی کنه! تعریف کرد که چطور کمدش رو تر و تمیز کرده بود تا بعدا” مادرش مجبور به تمیز کردن آن نشه و اینکه همه وسایلش را از مدرسه جمع کرده بود تا به خونه ببره .
نگاهی جدی به من انداخت ، لبخند کوچکی زد و بعد ادامه داد : خوشبختانه من نجات پیدا کردم . دوستم مرا از ارتکاب به این اشتباه نابخشودنی نجات داد .
صدای نفس های جمعیت رو می شنیدم که از شنیدن داستان درماندگی اون دورانش ، در سینه ها حبس می شد و پدر و مادرش رو دیدم که با لبخندی تشکر آمیز منو نگاه می کنند .
هرگز پیش از آن لحظه، عمق ماجرا رو درک نکرده بودم .
هرگز قدرت تاثیر اعمال خود را کم تلقی نکنید .
شما قادرید با یک رفتار ساده ، زندگی کسی را دگرگون کنید. یا در جهت خیر، یا در جهت شر .
خداوند ما را در مسیر زندگی یکدیگر قرار می دهد تا به نحوی بر هم تاثیر بگذاریم . خدا را در دیگران جستجو کنید .

برچسب

منیژهدوست خوبم سلام ,خوشحالم با اهالی دهکده مثبت اندیشان همراه شدی. واقعیت اینه که انرژی های مثبت ما درکنار هم ،تقویت میشه . با توکل به خدا برای رسیدن به آرامش,موفقیت و شادی تلاش می کنیم و برای هم آهنگ شدن قدم ها مون در این سفر، تا مقصد با هم فکری تو دلگرم می مونیم .
مشاهده تمامی مطالب من

۳ دیدگاه در “قدرت تاثیر اعمال”

  1. یگانه می‌گه:

    عالی‏ ‏بود.
    خدا‏ ‏را‏ ‏در‏ ‏دیگران‏ ‏جست‏ ‏و‏ ‏جو‏ ‏کنی.‏ ‏

    0
  2. سجاد کشت پور سجاد کشت پور می‌گه:

    خیلی داستان آموزنده ای بود، بالاخره جواب کارهای نیک رو تو زندگی میبینیم، امید دادن به دیگران اشتیاقی تو دل خود و هم نوعان بوجود میاره که میتونیم لحظه ها وخاطرات خوش رو بیافرینیم.

    0
  3. میترا وکیلی میترا وکیلی می‌گه:

    بلع همه ی ما فرشتگانی هستیم با یک بال که زمانی میتونیم پرواز کنیم که به یکدیگر بپیوندیم هر کدوم از ما درسته نقش خودمونو تو زندگی بازی میکنیم ولی کوچکترین حرکت ما روی نقشهای دیگه تاثیر میذاره و زندگی کسی رو متحول میکنه پس تو نقش خودمون بی نظیر باشیم و یکی از بالهایی باشیم برای به پرواز در اوردن همدیگر.

    2+

جملات تاکیدی مثبت

  • چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است

مشاهده آرشیو کامل

لطیفه های مثبت

  • ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﻘﻠﺐ دنگول ﺩﺭ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ:
    دنگول ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺟﻠﻮﯾﯽ : ﭘﯿﺲ ﭘﯿﺲ ، ﻋﺪﺩ ۹ ﮐﺪﻭﻡ ﺑﻮﺩ؟
    ﺟﻠﻮﯾﯽ: ﻫﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﮐﻠﻪ ﺵ ﮔﺮﺩﻩ
    دنگول : ﮔﺮﺩﯾﺶ ﺍﯾﻨﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﯾﺎ ﺍﻭﻧﻮﺭ؟
    ﺟﻠﻮﯾﯽ : ﮔﺮﺩﺍﻟﯿﺶ ﺳﻤﺖ ﭼﭙﻪ
    دنگول : ﯾﺎ خدااااا ﭼﭗ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺪﻭﻭﻭﻭﻡ ﻃﺮﻓﻪ ؟

مشاهده آرشیو کامل

ضرب المثل های مثبت

  • ضرب المثل لهستانی: یک کلید طلایی به هر دری می خورد.

مشاهده آرشیو کامل

سخن بزرگان

  • آرتور شوپنهاور : ما چنان زندگي مي كنيم كه گويي همواره در انتظار چيزي بهتر هستيم، حال آنكه اغلب آرزو مي كنيم كه اي كاش گذشته باز گردد و بر آن حسرت مي خوريم.

مشاهده آرشیو کامل

اثبات مثبت اندیشی

  • فَکُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
    پس شما ( مؤمنان از حال آنها عبرت گیرید و ) از آنچه خدا روزی حلال و طیّب شما قرار داده تناول کنید و شکر نعمت خدا به جای آرید اگر حقیقتا خدا را می پرستید.
    نام کتاب آسمانی : قرآن
    نام و شماره سوره : سوره نحل– 16
    شماره آیه : 114
    جزء : 14

مشاهده آرشیو کامل

آیا میدانید که

  • آیا می دانید فندك قبل از كبریت اختراع شد؟

مشاهده آرشیو کامل

عاشقانه های مثبت

  • چشمانت را باز کن ، میخواهم اول صبح به جای آفتاب
    قرص ماهت را تماشا کنم و صبحم را با یک فنجان عشق داغ آغاز کنم

مشاهده آرشیو کامل